تبليغاتX
غواص

غواص

 


مشاهده رنگهاي زيبا و چشم نواز، از عالي‌ترين تجربياتي است که انسان در طول شبانه روز آن را تکرار مي‌کند.

رنگ سبز ، حس شادابي و طراوت را به انسان منتقل مي‌کند.

به اطراف خود نگاه کنيد، رنگها همه جا هستند، ما را احاطه و در بر گرفته‌اند.

ما زندگي را از دريچه رنگها، شکلها و البته صداها مي‌بينيم.

رنگهاي مختلف در زندگي ما از بسياري جهات تأثيرگذارند، به‌عنوان مثال رنگ قرمز عموماً به هنگام رانندگي يا استفاده از دستگاه‌هاي صنعتي توجه ما را به خطرها جلب مي‌کند.

هنگام مشاهده مراتع سرسبز، احساس شادابي و هنگامي که درياي آبي را مي‌بينيم احساس آرامش مي‌کنيم.

يک اتاق تاريک در ما احساس رمز و راز و يا ترس ايجاد مي‌کند. اتاقي با رنگ‌آميزي سفيد احساس تازگي و تميزي را در ما القا مي‌کند.

اگر رنگها در زندگي ما تأثير دارند، اين سؤال پيش مي‌آيد که تأثير درماني آنها بر بيماران چيست؟ رنگ‌درماني يک شيوه درماني پيوسته و بي‌وقفه است که شامل به‌کارگيري رنگها در درمان بيماريهاي مختلف جسمي و اختلالات احساسي يا رواني است.

در رنگ درماني از اصول‌هارموني رنگها و ترکيب آنها براي بهبود بيماران استفاده مي‌شود.

متخصصان رنگ درماني معتقد هستند که هر عضو بدن انرژي مشخصه خود را دارد و اختلالات هر عضو را مي‌توان با به‌کارگيري رنگي هم تراز با انرژي آن عضو در محدوده مشخص يا کل بدن به سمت بهبودي پيش برد.



رنگها در واقع امواج الکترو مغناطيس

پر انرژي با طول موج‌هاي قابل رويت هستند. سلول‌هايي مخروطي شکل که در شبکيه چشم قرار دارند اين امواج را به رنگ قابل تشخيص در ذهن تبديل مي‌کنند.

اين سلولها به سه دسته تقسيم مي‌شوند:

1ـ گروهي براي تحريک شدن توسط رنگ آبي، 2ـ گروهي براي رنگ سبز و 3ـ گروه ديگري براي رنگ قرمز. ميزان يا شدت تحريک هر يک از آنها در آن واحد مي‌تواند رنگ‌هاي مختلفي را در ذهن ما تداعي کند.

رنگ آبي، حس آرامش و سفيد حس تميزي را به انسان منتقل مي‌کند. در سراسر زندگي، ما با دريايي از رنگها احاطه شده ايم، آنها بر احساسات و سلامتي ما تأثير مي‌گذارند. براي مثال زمينه‌هاي آبي آرامش‌دهنده است و مي‌توانند براي پايين آوردن فشار خون مورد استفاده قرار گيرند. اين زمينه از رنگها مي‌توانند توانايي خوابيدن را در انسان افزايش و يا احساس درد را کاهش دهند.

در مقابل هنگامي که در معرض نور قرمز قرار داشته باشيد، تأثير تقريباً متضادي را احساس مي‌کنيد.

اين زمينه از رنگ مي‌تواند باعث بالا رفتن فشار خون شود و افزايش سازندگي آدرنالين خون را موجب شود. به دنبال آن شما يقينا احساس ترس يا استرس خواهيد کرد.

استفاده صحيح از رنگها مي‌تواند يک فضاي مناسب يا نامناسب براي زندگي ايجاد کند.



كاربرد رنگ‌ها

در زير اشاره‌اي داريم به کاربردهاي بعضي از رنگها:

رنگ زرد ذهن انسان را تحريک مي‌کند، بنابراين معمولاً مناسبترين رنگ‌ها براي اتاق مطالعه يا درس است.

رنگ آبي موجب آرامش شما مي‌شود و تسکين‌دهنده است، بنابراين براي اتاق خواب مناسبتر است.

رنگ سفيد نشانگر تهي بودن، فضاي باز و تميزي است، بنابر اين براي حمام يا سرويس‌هاي بهداشتي بسيار مناسب است. بايد دقت کنيد که حتي‌المقدور از اين رنگ براي اتاق درس يا مطالعه استفاده نکنيد.

گفتني است رنگ درماني بر افکار، رفتار و سلامت فرد به طور قطع تأثير مي‌گذارد. فراموش نکنيد که استفاده درست از رنگها مي‌تواند آرامش را به زندگي شما به ارمغان آورد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط nima  | 

ده عكس پربیننده سال 2008 به انتخاب نشنال‌ جئوگرافیک

سايت نشريه نشنال جئوگرافيك پربيننده‌ترين عكس‌هاي سال 2008 را منتشر كرد.
اولين عكس از اين مجموعه ده‌تايي مربوط به عكس هوايي از قبيله تازه كشف شده در آمازون است. اعضاي اين قبيله ناشناخته كه به نظر تاكنون هيچ انسان متمدني نديده‌اند به سمت هواپيمايي كه از بالاي سر آنها عبور مي كند نيزه پرتاب مي‌كنند.
كارشناسان معتقد‌اند پوشش رنگي بدن هاي آنها نوعي اعلان خشونت است.

 

اين عكس هوايي از منطقه‌اي حوالي برزيل و پرو گرفته شده است.

 



دومين عكس پربيننده به انتخاب سايت نشنال جئوگرافيك مربوط به مقارنه مشتري و زهره با ماه است كه در يكم دسامبر سال 2008 انگار به زمين لبخند مي‌زنند.
اين عكس در حوالي شهر مانيل كشور فيليپين گرفته شده است. در حالي كه مردمان كشورهاي آسيايي اين لبخند آسماني را مشاهده مي‌كردند مردمان كشور امريكا اين منظره را به شكل كاملا برعكس و اخمو ديدند.

 



لاشه يخ زده ده‌پاي عظيم‌الجثه سومين عكسي است كه بينندگان زيادي را به خود جلب كرده است. اين حيوان خجالتي كه در اعماق دريا زندگي مي‌كند براي اولين بار توسط دانشمنداني از نيوزلاند در آوريل 2008 ديده شد. اين حيوان براي ماه‌ها پس از صيد توسط ماهيگيران يخ زده بود. صيادان قطب جنوب اين ماهي را در سال 2007 صيد كرده بودند.
كشف اين گونه شگفتي‌هاي زيادي را به همراه آورد. دانشمندان مي‌گويند چشم بزرگ اين حيوان كه در اعماق دريا‌هاي تاريك (1980متر) زندگي مي‌كند، مي‌تواند نقش اندام توليد مثل را ايفا كند.

 



چهارمين عكس پرمخاطب مربوط به آثار تخريب‌هاي توفان اقيانوسي IKE در هوستون ايالت تكزاس مي‌شود. اين عكس از برجي در اين شهر گرفته شده است. توفان تمام قدرت خود را با تخريب ساختمان‌ها، جاري كردن سيل در خيابان‌ها و ويراني سواحل خليج‌ به ميليون‌ها نفر از ساكنان اين شهر نشان داد.
باد در ساعت 3 صبح با سرعت 177كيلومتر در ساعت توفان اقيانوسي IKE را به شهر گالوستون رساند.

 



عكس پنجم مربوط به صيد سفره‌ماهي بزرك ديگري است كه در سواحل هنگ‌كنگ توسط ماهيگيران تفريحي به صورت زنده صيد شده است. در اين عكس سفره ماهي 4.3 متري در دست ماهيگيران و زب هوگان (محقق) قرار دارد.
وزن اين گونه تا 450 كيلوگرم هم گزارش شده است به طوري كه مي‌توان آن را بزرگ‌ترين سفره ماهي جهان نام برد. زِب هوگان پس از هفته‌ها جستجو توانست اين ماهي را در آب‌هاي رودخانه بانگ پاكنگ واقع در تايلند بيابد. اين ماهي مدت كوتاهي پس از صيدش در ناباوري وضع حمل كرد.

 



دونيم كيلومتر پايين‌تر از سطح دريا اين شبه هشت‌پاي Magnapinna عجيب و غريب توسط دستگاه‌هاي كنترل از راه دور شركت نفتي شل ثبت شد و نشريه نشنال جئوگرافيك در تاريخ 24 نوامبر خبر آن را منتشر كرد. مسئولين استخراج نفت و گاز اين شركت از ديدن اين موجود در اعماق زياد دريا هنگام حفر چاه بسيار تعجب كرده‌اند.

 



هفتمين عكس مربوط به عكس استيو وينتر از ايالات متحده است كه بعد از 10 ماه انتظار بالاخره توانست عكسي از پلنگ برفي را در ارتفاعات لاداك هرميس هند بگيرد.
اين حيوان نادر كه در آسياي ميانه زندگي مي‌كند و مي‌تواند دماي منفي 40 تا مثبت 40 را تحمل كند. این عکس براي عكاسش جايزه بهترين عكس حيات وحش سال را به همراه آورد.

 



عكس ديگر كه بيشترين مخاطب را داشته است مربوط به ستاره‌هاي دريايي غول پيكر متعلق به قطب جنوب مي‌شود. در اين عكس ستاره‌هاي دريايي كه 60 سانتي متر اندازه دارند توسط دو محقق موسسه ملي مطالعاتي آب و هوا نيوزلند حمل مي‌شوند. آنها به همراه ساير محققان در سرشماري 35 روزه حدود 30 هزار موجود دريايي را در ماه‌هاي فوريه و مارس به ثبت رسانده‌اند.

 



از نظر طبيعي هم اين قورباغه درختي مي تواند اين مار چشم گربه‌اي را بخورد، هم اين مار آن قورباغه را. ديويد ميتلند انگليسي اين عكس را ساعت سه صبح در جنگل هاي باراني برزيل گرفته است.
اين حالت آن قدر طولاني شد كه عكاس ترجيح داد تا صحنه را بدون ديدن نتيجه ترك كند. اين عكس يكي از كانديداهاي برترين عكس در مسابقه عكاسي از حياط وحش سال 2008 بود. اين دومين عكس پربيننده در آن مسابقه بود.

 



عكس آخر مربوط به آتشفشان چاپيتن در شيلي است كه پس از 9 هزار سال فعال شده است. اين عكس در نشريه نشنال جئوگرافيك منتشر شده است. انفجارهاي درون آتشفشان مي‌تواند باعث ايجاد رعد و برق‌هاي شديد شود.اين صاعقه‌ها احتمالا به دليل برخورد خرده‌هاي سنگ، خاكستر و يخ بوجود آمده‌اند. فوران گدازه‌ها به صورت متناوب براي ماه‌ها باعث شد ساكنان پاتاگونيا سرگردان بمانند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط nima  | 


تولستوی ؛ در کتاب " خاطرات دوران جوانی " که در سال 1851 نگاشته است ميگويد : آگاهی ؛ بزرگترين اهريمن معنوی است که می تواند انسان را از پای در آورد.
او ميگويد : من که تولستوی هستم ؛ زن و بچه ؛ موهای سپيد ؛ چهره ای زشت ؛ و ريش دارم - و همه اينها در گذرنامه ام نوشته شده - اما گذرنامه ام در باره " روح " کلامی نمی گويد . و من از روح اين را ميدانم که روح ميخواهد به خدا نزديک باشد . ولی خدا چيست ؟ خدا همان است که روح من ذره ای از آن است . همين .
کسی که انديشيدن را آموخت ؛ اعتقاد برايش دشوار ميشود ؛ اما ؛ تنها از طريق " ايمان " است که زيستن در خدا ممکن ميشود .

اينک ببينيم از نگاه ماکسيم گورکی ؛ تولستوی چگونه انسانی است :

ماکسيم گورکی در خاطرات خود می نويسد : وقتی شما به تولستوی حرفهايی ميزنيد که در آنها فايده ای نمی بيند ؛ با بی تفاوتی و نا باوری به حرفهای شما گوش ميدهد . در واقع او سئوال نمی کند ؛ بلکه صرفا استفسار ميکند . او مانند کلکسيونر اشيای گرانبها ؛ تنها چيز هايی را جمع آوری ميکند که با بقيه کلکسيونش همسانی داشته باشند .

گورکی ميگويد : من بارها در چهره و نگاه تولستوی ؛ خنده زيرکانه و خرسند کسی را ديده ام که غير منتظره ؛ چيزی را که مدتها پيش در نقطه ای پنهان و فراموش کرده است کشف ميکند . چيزی را پنهان ميکند و بعد از يادش ميرود . کجا می تواند باشد ؟؟ و روزهايی طولانی را بی وقفه در تفکرات عذاب آور ميگذراند : " کجا ؟ کجا گذاشته ام آن چيزی را که اکنون چنين بدان نياز دارم ؟؟"
از اين وحشت دارد که نکند مردم دور و برش به اضطراب درونی او پی ببرند و بدانند که چه گم کرده است .سپس ناگهان بخاطر ميآورد و پيدايش ميکند . سر خوش و شاد از پيروزی و بدون ترس از احساسات خود ؛ به اطرافيانش زيرکانه مينگرد و گويی به آنها ميگويد : " اکنون ديگر کاری از دست تان بر نمی آيد " .

گورکی ميگويد : انديشيدن در باره تولستوی آدم را خسته نمی کند ؛ ولی ملاقات مکرر با او تحمل فراوانی ميخواهد . برای من شخصا ؛ زندگی با او در يک خانه ؛ و بد تر از آن در يک اتاق مشترک ؛ غير ممکن خواهد بود . پيرامونش به بيابانی تبديل ميشود که که همه چيز آنرا خورشيد سوزانده و پرتو خورشيد هم رو به زوال است و تاريکی و شب ابدی را وعده ميدهد ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط nima  |